چشم درچشم تا بدرقه خاموش قربانیان کرونایی

رکنا: یکی از پنجشنبه‌های کرونایی؛ یکی از 9 صبح‌های خلوت این روزها؛ راه‌مان می‌رسد به بهشت‌زهرا، به مجتمع عروجیان و همراهی با همه آنهایی که در این روزهای سخت، متوفیان کرونا را تا خانه ابدی‌شان بدرقه می‌کنند. مردها و زن‌ها، پیرها و جوان‌ترهایی که با لباس‌هایی متفاوت، وظیفه همیشگی‌شان را انجام می‌دهند. هرچند روزگارشان کمی با قبل فرق کرده است. آنها چهره زشت این ویروس نادیدنی را از نزدیک، خیلی نزدیک، دیده‌اند، چهره‌ای که رنگ نیستی دارد و بوی مرگ می‌دهد. همین است که حالا آنها بیشتر از بسیاری دیگر از آدم‌های این شهر، کرونا و خطرناک بودنش را در صورت بی‌توجهی به مسائل بهداشتی باور کرده‌اند. آنها با مرگ غریبه نیستند، اصلاً مرگ کسب و کارشان است؛ اما مرگی که روی پرونده متوفایش مهر کرونا خورده باشد، مرگ غریبانه‌ای است و هیچ کدام‌شان یادشان نمی‌آید که که در طول سال‌های خدمتشان، بهشت‌زهرا و مراسم تشییع و خاکسپاری را اینقدر خلوت و سوت و کوردیده باشند.

کرونایی, قربانیان